ببار باران - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:57
بر ثانیه های بیمار این شب نالان ببار ببار که غبار بسیاری نشسته است بر ذهن پریشان آدمک ها ببار تا فردا دل آسمان باز شود ببار که صدای قدمها در آب زیباتر است بر تن عریان حقیقت ببار که ریا جامه برایش دوخته ببار "که زمین چرکین است" دوشادوش اشک های من ببار بگذار پنهان بمانند ببار و ببر این همه اندوه را بر...
شبی دیگر - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:57
خسته اما استوار خو گرفته به ناامیدی در نبردی بی انتها با عشق بی منطق سخت شده در کوره مصیبتها بی تفاوت به ضربات سهمگین بدخواهان پای در مسیری بیهوده و قصابی عمر گرانمایه احساسی تلخ می گوید زمان بالا رفتن اگر دستهای کثیفشان را کوتاه نکنی تو را به زیر خواهند کشید و بر جسم زخمی و خسته ات تا روزها شادمانی...
تسلیم نشو - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 12:36
تسلیم نشوهرگز ...آنگاه که زندگی کمرت را خم کردتازیانه اش بزنتا پیش رویت زانو زندآنگاه که سیلی زمستان بر صورتت فرود آمدبا سیلی دیگریسرخی آتشین گونه هایت را به رخش بکشهمچون کودکی که با لجبازیبزرگان را به ستوه می آوردبرای زندگی خط و نشان بکش
پیاده رو - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 12:36
بی هوا به خیابان می زنم ... افکارم زیرپای عابران خرد می شونددستفروش ها برایم مانع می تراشندخودروهای گران قیمت در خیابان های پر چاله شهربی صدا می خرامندنگاه های غریبه در تو خیره اندو سر بلند میکنی از تو روی بر می تابندگاهی در نگاهی خیره می